تبليغاتX
درودیوار × ver 2
براي كاهش تلفات جاده ايي ، راهنمايي و رانندگي كشور ، يك بار براي هميشه ، اين معضل را حل كرد ...
حداكثر سرعت براي جنسيت هاي متفاوت
مرد :  140  كيلومتر بر ساعت
زن :  35 كيلومتر بر ساعت
افراد دوجنسه نيز تا اطلاع ثانوي از رانندگي منع ميگردند !


+ نوشته شده توسط شروین در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 و ساعت 11:52 |
در ادامه ي پرده برداري ها و افشاگري هاي كوبنده ي وب بلاگ دروديوار ، اينبار چهره زشت و پليد نخراشيده شركت غربي ميكروسافت ، يا به اصطلاح مايكروسافت را براي عموم هموطنان به تصوير ميكشم و از كارهاي پشت پرده ي اين غول نرم افزاري ، كه در جهت خدشه وارد كردن به يكي از اقليت هاي حاضر ايران عزيز است ، پرده بر ميدارم .
بيل گيتس ، رئيس اين شركت ، به طور قطع باني اين تصميم نكوهيده ميباشه (!) و اين قول رو از همين جا بهش ميدم كه ميروم پيشش و پدرش را در مياورم ، حتا اگر خودم نرفتم ، مطمئن باشد از همكاران من خواهند رفت !

و اما حركت بسيار نسنجيده ي اين شركت ... :
لطفن عين اين اقا اخبار گوهه تو كانال يك بگين كه انگار خطكش به ماتحتش فرو كرده اند :

شركت مايكروسافت ، در اقدامي تروريستي و شهادت طلبانه ، بر ضد مردم قزوين (1)، اقدام به جلوگيري از ساخت فلدر كون (‍Con) نمود . (2)
كه اين اقدام با مخالفت و محكوميت از سوي كليه مردم ايران زمين گرديد .

بيل گيتس هيچ دليلي در اين رابطه به رسانه هاي بين المللي نگفت ، اما گزارش هاي خبرنگار اعزامي دروديوار حاكي از ان است كه اين موضوع ، بر ميگردد به خاطرة تلخي كه بيل گيتس در نوجواني د سفري به قزوين داشته است ! كه در ان بيل گيتس به شدت مورد تجاوز قرار ميگيرد ! البته به رسم امانت داري اين خاطره رو سكرت نگه ميداريم .
 
(1) : دوستان عزيز : اين فقط يه مطلب طنزه ... اميدوارم به هيچكس برنخوره ... شعار دروديوار از بدو تاسيس تاكنون اين بوده و هست ... : بيايد باهم بخنديم ، به هم نخنديما !
(2) : جهت اطمينان از درستي اين خبر ، سعي كنيد پوشه ايي ، يا همون فلدري به اسم  Con  بسازيد ... !


+ نوشته شده توسط شروین در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 و ساعت 13:8 |
زوج اسرائيلي ، در حالي كه 18 چمدان خود را فراموش نكرده بودند ، دختر 3 ساله ي خود را در فرودگاه جا گذاشتند !

و بعد با خيالي اسوده و سوت زنان سوار هواپيما شدند تا عازم پاريس بشن و حسابي خوش بگذرونن ... اما پس 40 دقيقه پرواز بر فراز اسمان هاي بي كران ، اون بد بخت مهموندار هاي هواپيما فهميدن اين پدر-نما و مادر-نما 4 تا فرزند همراشون هست ، نه 5 تا !

سخنگوي پليس " ميكي رزنفلد " افزود : دختر بچه 3 ساله ي نگران كه از پرواز جا مونده بود ، با نگراني تمام و كمال بدين سو و بدان سو ميدويد ، تو گويي كه بريخته اند پفيلا اندر ماهي تابع ، چو جستي بالا و پايين !

مسئولين فروگاه هم با اولين پرواز ، دختر بچه رو فرستادن پاريس تا در اغوش گرم مادرش قرار بگيره .

خلاصه ... قرار شده وقتي اين خانواده از مسافرت برگشتند ، يه دادگاه تشكيل بشه و يه حالي به پدر و مادر گرامي بدن تا بفهمن كه بايد ها و نبايد ها در جامعه ، بر هر اصل ديگر اولويت داشته و مقدم به حساب مي ايند ، اگر چه در قرن بيست و يك ، كه بشر به ناخواه دچار نوعي انزواع درون شده و سرشت پاك خود را بدست فراموشي سپرده است .

اين هم يكي ديگر از دلايل غاصب بودن اين رژيم لعنتي !
+ نوشته شده توسط شروین در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 و ساعت 19:6 |
اين تابلو ، تو يه كوچه بن بست چه معني داره ؟

1. دنبال بچه ها ندويد

2. دنبال بچه ها بدويد

3. به بچه ها تجاوز نكنيد

4. به بچه ها تجاوز بكنيد

5. گزينه 2 و 4

جواب صحيح تو پست بعدي اعلام خواهد گرديد.

به تمام كساني كه پاسخ صحيح رو به شماره XO ارسال كنند ، تعدادي كودك تپل مپل جهت زمين زدن هديه داده خواهد شد ، كساني كه در انتخاب پاسخ دچار اشتباه شوند و پاسخ اشتباه را ارسال نمايند ، به سختي توسط مامورين ويژه وببلاگ دروديوار مجازات شده و از ناحيه ماتحت ، مورد شبيخون قرار خواهند گرفت !



+ نوشته شده توسط شروین در جمعه یازدهم مرداد 1387 و ساعت 15:46 |
جدن هيچ چيز هنرمندها و ورزشكارامون به ادميزاد نرفته ! يه نگاه به ليست ادماي مشهور ، از علي دايي گرفته تا امين حيايي ميندازم ميبينم از عروسيشون بالاخره يه چيزي لو رفته ... ! به مردم هم نميشه ايراد انچناني وارد كرد ، خب حق دارن بدونن اون ورزشكار با هنرپيشه ايي كه چندين سال عاشقونه دوسش داشتند با كي ازدواج كرده ، چه شكليه ...
اما طرف اين امكان (1) رو خودش نمياد به مردم بده ، و مردم هم به ناچار بايد به عكس ها و كليپ هاي لو رفته رو بيارند ... واقعن چي ميشد اگر ما هم عين همه ادمهاي مشهور اونور ابي ، يكم به طرفدارامون احترام ميذاشتيم ... درست مثل جان تري ، بازيكن چلسي ، كه عكس عروسيش رو با يه ژست خاصي ، پخش كرد ... اما بعضي از وطني ها انگار از جان تري هم بزرگتر و شاختر هستن و اينجور عكاسوش رو تاپ سكرت نگه ميدارن ، دستشون درد نكنه ! ما هم كليپ شون ميزاريم اينجا مردم حالشو ببرن !

(1) : منظور از امكان ، يه عكش ساده س كه حتا به چهره هم ميشه اكتفا كرد ، نه مثل بانو زهرا امير ابراهيمي كه از جزئيات هم پرده برداشت !

اين هم از عكس عروسي جان تري ...


+ نوشته شده توسط شروین در سه شنبه هشتم مرداد 1387 و ساعت 15:25 |
تو چند روز اخير حتمن متوجه كناره گيري حسين رضازاده از ورزش حرفه ايي شديد كه اين موضوع با پوشش و حمايت شديد صدا و سيما و مطبوعات مواجه شد ، طوري كه ديگه اعصاب ملت از ويژه برنامه هايي كه واسه حسين رضا زاده ساخته شده داغان شده !
و بنا به گفته عالم و ادم دليل اين كناره گيري " مصدوميت و جلوگيري از اسيب ديدگي شديدتر " عنوان شده ... اما زهي دل غافل ...
حسين رضا زاده ، ببخشيد پهلوان حسين رضازاده الان دو ساله كه دوپينگ ميكنه ، و اگر يادتون باشه مدتي قبل ، به صورت سر زده از هفت نفر حاضر در اردوي اون زمان ازمايش دوپينگ گرفتن ،و بعد اعلام كردن همه افراد حاضر در اردو دوپينگ كردن جز حسين رضازاده ... كه دروغ گفتن ، اون موقع شروع دوپينگ پهلوان رضازاده بوده و همگي تو اردو دوپينگ كرده بودن ...
اما از اونجايي كه اين ورزشكار هميشه با اوردن اسم امام ها و معصومين خودش رو به اونها ميچسبونه ، مورد حمايت قرار گرفت تا چهره يك پهلوان خراب نشه ... و من و شما هميشه به وجودشون افتخار كنيم. به همين دليل يه كمي صبر كردن تا ابها از اسياب بيفته و حسين رو به يه بهونه ايي بفرستن كنار ... و چه بهونه ايي بهتر از مصدوميت ...
+ نوشته شده توسط شروین در شنبه پنجم مرداد 1387 و ساعت 23:57 |
منظور از حاجي : دكتر علي فتح الله زاده خويي است و مقصود از سيد : سيد داريوش مصطفوي كه به ترتيب مدير عامل استقلال و پرسپوليس هستند .

يه روز حاجي و سيد قصه ما ، به شبكه پنج دعوت ميشن تا يه خورده پيرامون مسائل باشگاه شفاف سازي كنند.
من بدون كم و زياد كردن يك "واو" ناقابل مطالب عنوان شده رو نقل ميكنم تا شما دروديواري عزيز لحظاتي را بدور از هرگونه غم و غصه سپري كني !

مجري : حاجي ، مگه قرار نبود خرج و مخارج تيم امسال كم بشه ؟ پس چرا رفتيد تركيه اردو زديد و كلي خرج كرديد ؟
حاجي : مجري ، مگه ميشه نريم اردو ؟ شما 15 هكتار زمين به من بديد ، من يه اردوگاه ميزنم تو همين ايران ، " ما نه تنها نميريم اونجا ، بلكه ميايم اينجا " !

در تمام مدت برنامه به دليل دندان درد ، حاجي دست به فك حرف ميزد !

مجري داشت از حاجي سوال ميپرسيد ، كه يه دفعه اقاي فيلمبردار فضوليش گل كرد و رفت سراغ سيد كه به نظر ميرسيد داره يه سري نكات رو يادداشت ميكنه ، اما يه كم كه دوربين جلوتر رفت ديديم داره نقاشي ميكنه ! به نظرم داشت زمين فوتبال ميكشيد ! ( البته مطمئن نيستم )

مجري يه سوال تكراري ميپرسه . حاجي اعصابش ميريزه به هم ! : ببينيد ، من تو اراذل قبليم گقتم كه ... !

حاجي همونطور كه دست به فك سير ميكنه ! با صندلي خودش به سمت چپ و راست تاب ميخوره كه صحنه بسيار جالبي رو براي بيننده تيزبين رقم ميزنه !

سيد : عنايت داشته بشيد ، ما الان تو سال فناوري و شكوفايي هستيم !

سيد : باور كنيد حرف منو ، من خوب قلعه نويي و اقاي قطبي رو ميشناسم ، اين دو تا تيم خوب ميشن ... " اين هم " ( اشاره به حاجي ) خوب كارشو بلده ! ( اين به چوب و درخت ميگن !)

تو طول برنامه ، دو بار اقاي مجري ( منصوري ) اقدام به صاف كردن گلوي خويشتن پرداخت ، كه موجب انبساط خاطر اينجانب و خانواده گرامي شد . به مولا يه جوري سلفه مي كرده ، انگار داشت دوسيب-كراك ميكشيد !

حاجي : ما هم عين المان بايد باشگاه ها مون رو قانونمند كنيم ، مثلن المان اينكارو كرده ، به باشگاه لوركوزن گفته : اقاي لوركوزن تو 90 ميليون ! دورتموند تو 80 ميليون !

يه قسمت برنامه خيلي جالب شد ، يه پارادوكسي بوجود اومد كه نظير نداشت ! مجري اعتقاد داشت كه اين اردو ها ريخت و پاش هست اما سيد ميگفت نيست . طرفين بحث لا اقل هشت بار اين ديالوگ رو تكرار كردند :
مجري : ريختو پاشه
سيد : نيست

حاجي : ما چيزي نميخوايم به خدا ! ميگيم اين حق كپي رايت ما رو ممنوع كنن ! يعني كسي ديگه نزنه ! ( تاحالا نميدونستم كه كپي رايت ممنوع كردنيه نه دادني ! )

سيد : ببينيد ، راجع به حسين هدايتي ، ايشون از بچه قرمز بوده !

سيد : طبق اصل 49 ما بايد خصوصي شيم !

سيد : فرمول موفقيت تو فوتبال اينه : يكي براي همه ، و همه براي يكي !

سيد : ما بايد يه اكستديوم بسازيم !

حاجي : اگه ما استاديوم اختصاصي داشته باشيم ، استاديوم مون ميشه قلك !

( اينجا صحبت راجع به نقل و انتقالات بود )( اين قسمت رو لطفن با صداي بلند بخونيد و تو { } هر كاري نوشتم بكنيد تا بفهميد حاجي چه كرده ! )
حاجي : من يا علي گقتم رفتم جلو ،  يه مثال ميزنم ، يه گوسفند رو گرفته بودم و ميبردم  { خنده بلند 2 ثانيه ايي } صلاخه عقب بود { خنده بلند 3 ثانيه ايي } دمبه جلو بود { خنده بلند 2 ثانيه ايي } دمبه نداره { خنده بلند 6 ثانيه ايي }
( من كه نفهميدم حاجي چي گفت ولي شيرين يه بيست دقيقه ايي خنديدم ! I LOVE YOU HAJI )

سيد : جام عمران ، يا يه همچين چيزايي داره تو روسيه برگزار ميشه !

حاجي : شما تيم زنيت رو ميشناسيد ؟ اين تيم الان تو يوفا رفته بالا ! (حالا زنيت 2 ماه پيش قهرمان شده !)

مجري : شايعه مصدوميت خليل رو شنديديد ؟
سيد : ما جاي شايعه ، گزارش دكتر رو گوش ميكنيم !

حاجي : ما تو تركيه خيلي خوب بدنسازي كرديم ، شرايط فني ِ اب و هوايي هم خوبه !

سيد : حدودن هفت شيش روز پيش بود كه ... !

حاجي : مجتبي جباري براي ما يه بازيكن ارزشي به حساب مياد !
+ نوشته شده توسط شروین در سه شنبه یکم مرداد 1387 و ساعت 13:47 |